۱۳۸۸/۱۲/۹

دل تنگم برای
تپش قلب در خیابان
دسته های چند نفره سبز
اشاره های ناگهانی هم رنگها
دلتنگ عابرانی که چند بار می گذرند از کنارم
چهره عبوس و پر کینه لباس شخصی ها
ون های پارک شده مشکوک
خیابان سرد و خاموش
دلتنگ تو

دلتنگ یکی شدن
جمعیتی که آهسته و با سکوت قدم برمی دارد
و با گاز اشک آور به استقبالش می آیند
دل تنگم برای اسپری فلفل
بالا رفتن باتوم مقابل صورتم
شلیک گلوله به سمت جمعیت
دل تنگم برای فریاد مرگ بر دیکتاتور
دموکراسی راه ماست، آزادی فریاد ماست
تجاوز جنایت مرگ بر این ولایت
سهرابیم
نداییم
ما همه یک صداییم
دلتگم برای ترانه داریوش
این روزها بی آزادی دلتنگ همه چیز میشوم....



۱۳۸۸/۱۲/۷

توپ...تانک...فیلترینگ... دیگر اثر ندارد


خامنه ای بترس از ما وقتی اینگونه فریاد میزنیم:تا آخر ایستاده ایم

۱۳۸۸/۱۲/۴

سهراب عزیزم تولدت مبارک


می نویسم بر بامهای بلند شهر
بر رؤیاهای نیمه شب پر ستاره
بر دیوارهای پایین شهر
بر جنایت های اهریمن
بر کهریزک های سرزمینم
بر نفسهای دخترکی با چشمان خیس
بر هق هق پیر زنی که فریاد می زند پسرم . . .
بر پیکر مردی غرقه در خون
می نویسم بر فریاد های سبزم
بر قاب عکس سهرابم
می نویسم بر خاک پاک وجودت
بر آزادی که به من دادی
می دانم می خوانی نوشته هایم را
پس می نویسم که هستی
می نویسم سهراب منم ،سهراب تویی
تو را حس می کنم در وجودم
با هر فریاد آزادی پر می شوم از تو
.....
سهراب سبز می شود با هر طلوع و می ماند تا ابد
می نویسم تا دیگر دخترک آرام باشد
پیرزن راحت
مرد عاری از هر زخم
وتا صداهای خاموش سهراب در روشنی با سکوت اختیار گیرد

۱۳۸۸/۱۱/۲۸


آهای سردارک!
آنجا که تو ایستاده ای
زمین ترک خورده
از رویش سبز جوانه ها
مهربانی بیاموز
باتوم را زمین بگذار...


تقدیم به همه ی مبارزان راه آزادی:





آخرین سنگر سکوته،حق ما گرفتنی نیست
آسمونشم بگیرید،این پرنده مردنی نیست


آخرین سنگر سکوته،خیلی حرفا گفتنی نیست
ای برادرای خونی،این برادر تنی نیست

موج دستای من و تو دست دریا رو گرفته
عکس تو با سرمه ی خون چشم دنیا رو گرفته(ندا)

ما که از آوار و ترکش همه رو به جون خریدیم
تو بگو همسنگر من ما تقاص کی رو میدیم؟؟



آهنگ mp3 خون بازی



آمدند تحقیرمان کردند


انکارمان کردند


حمله کردند


غارت کردند


شکنجه دادند


کشتند....


اما در انتها


ما پیروز شدیم






۱۳۸۸/۱۱/۲۳





من خدای تو را نمی پرستم
در پیشگاهش سجده نمی کنم
آفریده هایش را سپاس نمی گویم
و اگر چنین خدایی باشد
هرگز او را نمی بخشم

آری...من هنوز آتشی را می ستایم
که سرزمینم را گرم نگه داشته و هموطنانم را هوشیار

من تنها بر قله ی دماوند بوسه می زنم
و شقایق های البرز کوه را می بویم
بر خاک پاک ایران سجده می کنم
و خون سبز سهراب را می پرستم

بی شک تک پرستشگاه من ایران است
وتک واژه ی مقدسم آزادی...