با نهايت نفرتم تقديم به ديكتاتور بزرگ( خامنه اي):
عاشقان
سرشكسته گذشتند
شرمسار ترانه هاي بي هنگام خويش
و كوچه ها
بي زمزمه ماند و صداي پا
سربازان
شكسته گذشتند
خسته
ير اسبان تشريح
و لته هاي بي رنگ غروري نگون سار بر نيزه هاي شان
تو را چه سود فخر به فلك
بر فروختن؟
هنگاميكه هر غبار راه لعنت شده نفرينت ميكند؟
تو را چه سود از باغ و درخت
كه با ياس ها به داس سخن گفته اي
آن جا كه قدم برنهاده باشي
گياه از رستن تن ميزند
چرا كه تو
تقواي آب و خاك را هرگز باور نداشتي...
فغان كه سرگذشت ما
سرود بي اعتقاد سربازان تو بود
كه از فتح قلعه ي روسپيان باز مي آمدند
باش تا نفرين دوزخ از تو چه سازد
كه مادران سياهپوش
داغداران زيباترين فرزندان آفتاب و باد
هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند
شاملو
پ.ن:دهمين سال درگذشت شاعر بزرگ آزادي احمد شاملو(بامداد)گرامي باد.يادش جاويد

