۱۳۸۹/۳/۱۰


تو تو دلت میخندی اگه تو ناز و نعمتی آخه زندگی واسه ما یه چیز دیگست لعنتی...

۱۳۸۹/۳/۱

336 روز گذشت از پر کشیدنت فرشته ی آزادی...



باز دوباره سبز می شوم...قلبم سبکتر از همیشه..تو اینجایی..درست روبروی من..همین جا.تو اینجایی...گیسوان پریشانت را با چشمانم نوازش میکنم،دست گرمت را می بوسم،در چشمانت محو می شوم...تو اینجایی..نزدیکتر از نزدیک،آرام در من و ما جا گرفته ای.در من فرو میروی..تو اینجایی..در تک تک فریادهایم..در هر طپش قلبم..در
هر قطره ی اشکم..تو اینجایی..در وجود زخمی من تا ابد....
NEDA...stay with us..we will stay with you..to last
I can not stop crying over

۱۳۸۹/۲/۲۳


دیروز میخواستند آزادی را گردن بزنند، همه ی مردم در میدان بزرگ شهر جمع شده بودند و نگاه میکردند، آزادی را پای گیوتین بردند و حکم دادگاه را خواندند.در حکم آمده بود آزادی باعث کشته شدن میلیون ها نفر در طول تاریخ شده است، او عامل اغتشاش در طول هزاران سال و مرگ میلیون ها نفر شده بود.آزادی داد کشیده بود:آنها نخواستند محکوم تاریخِ شما شوند پس مرگ را انتخاب کردند.هیچ کس به حرفهای آزادی گوش نداده بود. هیچ کس صدای آزادی را در میان هیاهوی بلندگوها نشنیده بود. مردم ناباورانه به تیغه تیز گیوتین نگاه می کردند که گردن آزادی را هدف گرفته بود.مردم باورشان نمی شد آزادی هم بمیرد همه می گفتند : نه او نمی میرد، آزادی جاودانه است.اما گیوتین پایین آمد و آزادی مُرد.همه دیدند که آزادی مُرد، تیغه گیوتین سرخ شد....
دیروز را یادت هست که آزادی را گردن زدند؟ امروز شنیدم که دوباره آزادی سر به شورش گذاشته،اخبار میگفت که عده ای با اسم آزادی فریاد آزادی کشیده اند، اما مردم میگفتند آزادی دوباره زنده شده است. پیرمردی گفت: آزادی را هزاران بار در طول تاریخ کشتند ولی آزادی باز زنده شد، آزادی جاودانه است.امروز فهمیدم هیچ تاریخی نمیتواند آزادی را در خودش محبوس کند. من به آزادی ایمان دارم.او گفته است: در دل هر کدام از شما یک آزادی نهفته است.من به او ایمان دارم ، من هم آزادی هستم
...

۱۳۸۹/۲/۱۹


فرزاد کمانگر،علی حیدریان،فرهاد وکیلی؛شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان اعدام شدند....


زمین گندید...آیا بر فراز آسمان کسی نیست؟؟؟

۱۳۸۹/۲/۱۲

غمگینی میدانم...
چشمهایت را بسته ای و به آدمهایی فکر میکنی که گرگها را تکه پاره میکنند و بهشتی خیالی که تا ابد خالی خواهد ماند..